پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار
پر بحث ترین ها
اخبار برگزیده
کد مطلب: 154827
معضل ازدواج سفيد به استان‌ها رسيد
تاریخ انتشار : 1395/10/12 12:32:23
نمایش : 390
در جملاتشان همديگر را هم‌خانه خطاب کرده و مي‌گويند: اينجا همه‌چيز شراکتي است، يک‌جورهايي سعي مي‌کنند معامله پاياپاي باشد؛ به قول مرد جوان «برد - برد» و من در دفترچه‌ام مي‌نويسم: دو سر باخت!
گزارش پايگاه خبري تحليلي کيار بيدار به نقل از بروجن سلام:
اين‌ها حرف‌هاي دانشجويي است که با هم‌خانه‌اش حاضرشده به سؤالات ما پاسخ دهد، اما اين حاضر شدن به‌شرط محفوظ ماندن نام و نشانش بوده است، يعني به قول خودش بايد همه‌چيز مخفي بماند، بين من، او و هم‌خانه‌اش.

خودش مي‌گويد که يکي از دوستان نزديکش هم در جريان اين رابطه که آن را «ازدواج سفيد» مي‌نامد قرار دارد، اما همين احتياط و ترس خودش به‌اندازه کافي نشان مي‌دهد که نمي‌شود نام اين ارتباط را «ازدواج» گذاشت؛ چيزي که هنوز برايش در فرهنگ ايراني - اسلامي نام و نشاني پيدا نشده است. اين واژه وارداتي و اين فرهنگِ غربي همخانه بودن نه «ازدواج» است و نه «سفيد» چون هيچ ازدواج قانوني و شرعي شکل نمي‌گيرد و ثبت نمي‌شود و پايان اين سبک زندگي مجردي هم آسيب‌هاي جدي فرهنگي و اجتماعي است که بيشتر سياه است تا سفيد.

زيرچشمي انگشتِ حلقه‌شان را مي‌پايم، سمتِ نگاهم را پسر جوان مي‌گيرد و مي‌گويد: نگرديد! پيدا نمي‌کنيد، در انگشت ما خبري از حلقه و نشاني از ازدواج نيست. خودم و نگاهم را جمع‌وجور مي‌کنم و مي‌پرسم پس چرا اسمِ ارتباطتان را «ازدواج سفيد» گذاشته‌ايد؛ مگر جايي اين ارتباط ثبت شده است که مي‌گوييد ازدواج؟ مرد با بي‌خيالي شانه‌هايش را بالا مي‌اندازد و مي‌گويد شايد چون اسم ديگري برايش پيدا نکرديم! فقط يک اسم است، سخت نگيريد! و هر دو مي‌زنند زير خنده!


داخل برگه‌ام نوشته بودم که از «تعهد»، «خيانت» و «مسئوليت» در رابطه‌شان بپرسم، اما نمي‌دانم چرا احساسم مي‌گويد جوابشان شايد شبيه همين جمله آخري باشد: سخت نگيريد!
 

خطر بيخ گوش سلول‌هاي جامعه

همخانه‌ بودن رهاورد فرهنگي است که حتي در سرمنشأ آن يعني «غرب» به بحران تبديل‌شده است و به‌عنوان يک محصول صادراتي فرهنگي راهي کشورهاي مختلف دنيا شده و حالا ايران به‌عنوان کشوري مسلمان در لايه‌هاي زيرين جامعه و زيرپوست شهر شاهد رشد خزنده آن است، رابطه بي‌سرانجامي که هنوز فرصت نکرده‌ايم برايش اسم متناسب بافرهنگ ايراني- اسلامي انتخاب کنيم، نامي که «قبيح» بودنش را پشتِ صفت «سفيدش» پنهان نکند.


برخي تحقيقات نشان مي‌دهد که در آمريکا دوسوم زوج‌ها مدتي را بدون ازدواج زير يک سقف زندگي کرده‌اند و حتي در حدود هفت ميليون زوج همين شيوه را براي زندگي‌شان انتخاب کرده‌اند، آن‌هم جايي که تا چند دهه قبل زندگي بدون ازدواج قانوني نبوده است.

آلماني‌ها هم در تحقيقاتي که داشته‌اند همخانه‌ها بودن را مهم‌ترين عامل تهديدکننده ازدواج اعلام کرده‌اند، موضوعي که موجب نگراني جامعه شناسان در کشورهاي مختلف دنيا شده است، تا سازمان ملل متحد هم توجه به موضوع خانواده و ازدواج را از اولويت‌هاي خود بداند و حتي روزي را به نام روز «خانواده» در تقويم جهاني ثبت کند.

باوجوداين تجربيات تلخ و بيراهه‌اي که حالا غرب به بن‌بست آن رسيده و به دنبال عقب‌گرد است حالا با پديده جنگ نرم و تهاجم فرهنگي اين معضل فرهنگي در بسته‌بندي‌هاي شکيل راهي کشورهاي شرقي و اسلامي شده است، کافي است سرنخ ماجرا را گرفت تا به منشأ اصلي آن رسيد، هرچند که برخي مشکلات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در کشور ما هم در ترويج اين پديده غربي تأثير جدي داشته است.

جان کلام آسيب‌هاي ناشي از ترويج اين پديده را مي‌توان در اين بيانات رهبر معظم انقلاب شنيد: «مسئله‌ي خانواده، مسئله‌ي بسيار مهمي است؛ پايه‌ي اصلي در جامعه است، سلول اصلي در جامعه است. نه اينکه اگر اين سلول سالم شد، سلامت به ديگرها سرايت مي کند؛ يا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به ديگرها سرايت مي‌کند؛ بلکه به اين معناست که اگر سالم شد، يعني بدن سالم است. بدن که غير از سلول‌ها چيز ديگري نيست. هر جهازي، مجموعه‌ي سلولهاست. اگر ما توانستيم سلولها را سالم کنيم، پس سلامت آن جهاز را داريم. مسئله اينقدر اهميت دارد. جامعه‌ي اسلامي، بدون بهره‌مندي کشور از نهاد خانواده‌ي سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امکان ندارد پيشرفت کند.» بيانات مقام معظم رهبري در سومين نشست انديشه راهبردي ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
 

آماري وجود ندارد

به‌رغم اينکه گزارش‌هاي جامعه شناسان و محققان وجود پديده همخانه‌ در استان‌هاي مختلف کشور را تأييد مي‌کند اما همچنان آمار رسمي از وضعيت شيوع اين پديده در استان‌هاي مختلف در دست نيست تا «محمدرضا فضلي» سرپرست مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان با اشاره به انجام پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي جوانان در سال ۱۳۹۵ بگويد که همخانه‌ بودن هم در اين پيمايش موردتوجه قرارگرفته است.
 
وي در خصوص نتايج اين پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي جوانان که طي ۳ سال گذشته انجام‌شده هم گفته است: اين پيمايش گويه هاي مختلفي دارد و يک پژوهش گسترده است. تاکنون بخش‌هايي از نتايج توصيفي و آماري آن اعلام‌شده است اما نتايج تحليلي آن از سوي پژوهشگران در حال تهيه است که اميدواريم به‌زودي منتشر شود.

«فرشته روح‌افزا» معاون شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان هم با يادآوري اينکه اين نوع زندگي را در فرهنگ‌هاي مختلف بررسي کرديم و در هيچ فرهنگي به اين شيوه زندگي، ازدواج نمي‌گويند، تاکيد مي‌کند: از سوي ديگر نمي‌دانيم چرا به اين سبک غلط زندگي، «سفيد» گفته مي‌شود؟ حتي اگر اثبات شود دو نفر رابطه‌اي خارج از عرف دارند ما قوانين محکمي براي برخورد با اين رابطه داريم پس چطور به اين زندگي ازدواج سفيد گفته مي‌شود؟ آيا اين به آن معنا نيست که ازدواج‌هاي شرعي و قانوني سياه است؟

 

اما نکته قابل‌تأمل عدم توازن خساراتي است که هم‌خانه‌ها براي هم به ارمغان مي‌آورند به‌طوري‌که بسياري از روان‌شناسان معتقدند که آثار اين سبک زندگي بيشتر از مرد، زنان را تحت تأثير آسيب‌هاي خود قرار مي‌دهد، موضوعي که مورد تأکيد معاون شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان هم قرار دارد تا روح‌افزا بگويد: در ازدواج شرعي يک سري حقوق مدني و قانوني براي زن مترتب است اما در اين شيوه، زن هيچ پشتوانه قانوني و هيچ حق‌وحقوقي ندارد.
 
وي البته معتقد است که عده‌اي دانسته يا ندانسته با به کار بردن اين لفظ مي‌خواهند فرهنگ‌سازي کنند و هرکس اين لغت را وارد فرهنگ ما کرده، حساب‌شده کارکرده است.

 اما آنچه اين روزها نگراني‌ها درزمينهٔ اين پديده را بيشتر مي‌کند دامنه گسترش آن از کلان‌شهرهايي مانند تهران به استان‌هاي کوچک‌تر است، پديده‌اي که به نظر مي‌رسد همراه زندگي برخي دانشجويان غيربومي به ديگر استان‌ها هم سرايت کرده است.
 

 بازي برد- برد يا دوسر باخت

گفت‌وگوي ابتداي اين گزارش با يک دختر و پسر دانشجوي شهرستاني است که در همدان تحصيل مي‌کنند، آن‌ها از صحبت کردن در مورد تعهداتشان طفره مي‌روند و هر جا در پاسخ دادن کم مي‌آورند بلندبلند مي‌خندند و به قول خودشان سعي مي‌کنند سخت نگيرند.

دختر جوان مدام با انگشتانش بازي مي‌کند، حتي قهقهه‌هايش هم جدي به نظر نمي‌رسد، مي‌شود نگراني‌هايش را از چهره‌اش خواند، خيلي از طولاني شدن مکالمه خوشنود نيست، مي‌خواهد سؤال و جواب‌ها کوتاه تمام شود، شايد خودش هم براي کارهايش دليل عميق و تفصيلي ندارد.


پسر جوان اما متفاوت‌تر به نظر مي‌رسد، شايد تکليفش روشن‌تر است با خودش، کمتر مي‌شود ترس و نگراني را در چهره‌اش خواند، البته همه تلاشش را مي‌کند که به‌جز صداي بلند خنده‌ها و تلاش براي خاص نشان دادن اين رابطه چيزي را از چهره‌اش نخوانند، مي‌گويد که باهم زندگي کردن را تجربه مي‌کنند بدون تعهدات و مسئوليت‌هايي که آن‌ها را قيدوبند مي‌داند.

در جملاتشان همديگر را شريک و هم‌خانه خطاب مي‌کنند و مي‌گويند: اينجا همه‌چيز شراکتي است، از هزينه‌ها و مخارج اين‌گونه زندگي‌ها گرفته تا تصميماتي که به هر دوي آن‌ها مرتبط است، يک‌جورهايي سعي مي‌کنند معامله پاياپاي باشد؛ به قول مرد جوان«بازي برد - برد!» و من در ذهنم و روي دفترچه‌ام مي‌نويسم: دو سر باخت!
 

تعهد پَر!

اما برخي جوانان علت اصلي ورود به اين نوع ارتباط‌ها را نبود شرايط مناسب اقتصادي براي ازدواج و ترس از زندگي زناشويي عنوان مي‌کنند که در اين زمينه با «عبدالله عباسي» استاد دانشگاه و مشاور خانواده به گفت‌وگو نشستيم.


دکتر عبدالله عباسي معتقد است: زندگي با همخانه‌ از کشورهايي مثل آمريکاي جنوبي، مکزيک و از طريق تبليغات ماهواره‌اي وارد فرهنگ ما شده و متأسفانه در مشاوره‌هاي خود به چند مورد اين‌چنيني برخورد کرده‌ام.

عباسي اضافه مي‌کند: اين نوع ازدواج و به‌اصطلاح جوانان امروزي، زندگي با همخانه از آنجايي شکل مي‌گيرد و قوت مي‌يابد که تعهدي بر دوش جنس مرد و زن نمي‌گذارد.

وي با يادآوري اينکه در اين نوع ازدواج‌ها قانون جايي ندارد، مي‌گويد: مانند فرهنگ مقدس اسلام که براي زن مهريه تعيين مي‌کند و تعهداتي براي دو طرف به وجود مي‌آورد، در اين نوع ارتباط تعهدي وجود ندارد.
 
اين استاد دانشگاه و مشاور خانواده ادامه مي‌دهد: متأسفانه به دليل نداشتن فرهنگ زناشويي و شناخت از جنس مخالف، زن و شوهرها، در اين زمينه اضطراب پيداکرده و نسل جوان ما با اتکا بر اينکه نمي‌خواهند اشتباه پدران و مادران خود را تکرار کنند، تن به ازدواج شرعي و قانوني نمي‌دهند و به سمت همخانه‌ شدن مي‌روند.
 

پاک کردن صورت‌مسئله

عبدالله عباسي مي‌گويد: توجيه جوانان در اين نوع رابطه اين است که ما در کنار يکديگر زندگي مي‌کنيم و زماني که احساس کرديم براي يکديگر فايده‌اي نداريم بدون اينکه يکديگر را اذيت کرده باشيم و بدون تعهد قانوني و عرفي يکديگر را ترک مي‌کنيم درحالي‌که اين تنها پاک کردن صورت‌مسئله است.


وي تأکيد دارد که اين نوع ارتباط شايد توسط جوانان امروزي با عنوان همخانه‌ ذکر مي‌شود اما درواقع يک رابطه کاملاً نامشروع است، اضافه مي‌کند: اين شکل ازدواج نه در دين اسلام تعريفي دارد و نه در عرف پذيرفته مي‌شود.

اين مشاور خانواده به برخي علت‌هاي اين پديده هم اشاره مي‌کند و مي‌گويد: جوانان به دليل مشاهده اختلافات زناشويي، آمار طلاق و عدم آگاهي نسبت به جنس مخالف، متأسفانه به اين پديده شوم و وارداتي روي آورده‌اند، و جالب اينجاست که در ناداني مطلق، فکر مي‌کنند بسيار مدرنيزه و امروزي زندگي مي‌کنند.


عبدالله عباسي يادآور مي‌شود: ما در همايش‌هاي مشاوره‌اي، به‌خصوص در دانشگاه‌ها تا جايي که مي‌توانيم در خصوص جنس مخالف به دختران و پسران آموزش مي‌دهيم تا از خصوصيات و ويژگي‌هاي يکديگر آگاه باشند.

وي ترويج فرهنگ ديني و قرآني را شاه‌کليد رفع اين معضل مي‌داند و مي‌گويد: متأسفانه به خاطر خودخواهي‌ها و نداشتن تربيت صحيح، بسياري از روابط زناشويي منجر به طلاق شده و جوانان امروزي براي پيشگيري از طلاق به سمت همخانه‌ شدن کشيده شده‌اند.
 

از دوست بودن تا هم‌خانه شدن

عمق اين پديده به‌گونه‌اي است که در ميان اطرافيان و دوستان گاهي مي‌شنويم دختر و پسري هم‌خانه شده‌اند و تصميم گرفته‌اند مدتي را با يکديگر زندگي کنند و اگر شرايط يکديگر را مناسب ديدند ازدواج کنند درصورتي‌که شايد تا چند سال پيش حتي لفظ دوست بودن دختر و پسر نيز خارج از عرف جامعه بود اما امروز شاهد هستيم که اين مسئله در بين جوانان بسيار جاافتاده است و حتي معتقدند بدون دوستي هم مگر مي‌شود ازدواج کرد؟

در توجيه اين رفتار و اين نوع رابطه با «اميرحسين ياوري»، کارشناس ارشد روانشناسي باليني و مدير يک مرکز مشاوره هم‌کلام شديم.

اميرحسين ياوري اين نوع ازدواج را که اصطلاح آن برگرفته از شناسنامه سفيد و بدون ثبت ازدواج است حاصل تنوع‌طلبي و عدم تفکر صحيح مي‌داند.

ياوري در توضيح اين نوع ارتباط مي‌گويد: در پايين‌ترين سطح هر اقدام مهمي که نياز به‌صرف هزينه داشته باشد نياز به قرارداد و ثبت قانوني دارد مانند خريد يک ماشين و يا خانه، که اگر بدون قرارداد خريداري شويد ممکن است چندين مدعي داشته باشد که همين روند در مورد ازدواج هم مصداق دارد که اگر روابط دو نفر از حدي بالاتر برود نياز به قرارداد و ثبت دارد.


اين کارشناس ارشد روانشناسي باليني اضافه مي‌کند: به همين دليل است که در ازدواج‌هاي سفيد، چون هيچ ثبت و قراردادي لحاظ نشده است دو طرف با کوچک‌ترين مشکل يکديگر را ترک مي‌کنند که آثار چنين روابطي در آينده گريبان گير فرد خواهد شد.

وي معتقد است که در اين نوع رابطه، تعهدي وجود ندارد و با کوچک‌ترين ضربه‌اي متلاشي خواهد شد.
 

ترس از ازدواج و طلاق

از اين مشاور خانواده علل گرايش جوانان به چنين روابطي را جويا مي‌شويم و مي‌گويد: با توجه به موانع اجتماعي، خانوادگي و ترس از ازدواج‌هاي سخت و آمار طلاق و اختلافات زناشويي، جوانان به سمت چنين روابطي سوق پيدا مي‌کنند.


اين مشاور خانواده در توضيح تأثير سمت‌وسوي باورهاي ديني جوانان در جلوگيري از شيوع اين پديده هم مي‌گويد: باورهاي ما از خانواده به‌عنوان کوچک‌ترين نهاد نشأت مي‌گيرد و هميشه اين اصلاح را مي‌شنويم که مسلمان‌زاده، مسلمان مي‌شود.

وي اضافه مي‌کند: متأسفانه اين‌گونه روابط ريشه در کمرنگ شدن باورهاي ديني دارد چراکه خانواده، اجتماع و اعتقادات افراد حلقه‌هاي يک زنجيره  هستند و توان هرکدام که بيشتر باشد فرد را به سمت خود مي‌کشد.

 

اميرحسين ياوري معتقد است: اگر خانواده سالم باشد فرد باوجود تمام آسيب‌هاي اجتماعي، همچنان سلامت خود را حفظ مي‌کند چراکه ريشه او قوي است و اگر خانواده بيمار باشد فرد باورها و اعتقادات کمرنگي خواهد داشت.
 

عدم تمايل جوانان به ازدواج

آماري در سطح خرد از وضعيت ازدواج‌هاي سفيد در اين زمينه يا پيمايش جدي صورت نگرفته يا آماري وجود ندارد.

عدم تمايل جوانان به ازدواج به دليل تغيير سبک زندگي است و در خصوص پديده همخانه‌ شدن تاکنون آمار رسمي و قابل استنادي که توسط دستگاه‌ها ارائه‌شده باشد وجود ندارد.

 

شايد در اين زمينه بتوان موضوع را با بحث ديگري در خصوص زندگي مجردي تکميل کرد چراکه امروزه به دليل تغيير سبک زندگي و رفتاري جامعه و نيز کمرنگ شدن باورها، جوانان ما به سمت زندگي مجردي و سکونت در خانه‌هاي مجردي روي آورده‌اند و اين نوع از زندگي تنها مختص آقايان نبوده و در بانوان نيز وجود دارد.

خانه‌هاي مجردي آسيب‌هاي اجتماعي بسياري براي جوانان در پي دارد، وعدم تمايل جوانان به ازدواج نياز به فرهنگ‌سازي دارد. ۱۸ دستگاه در حوزه جوانان مسئوليت دارند که شامل دستگاه‌هاي دولتي، فرهنگي هستند و بايد درزمينهٔ فرهنگ‌سازي اقدام کنند.

لزوم فرهنگ‌سازي و ترويج سبک زندگي اسلامي در بين جوانان تأکيد دارد و معتقد است که در اين راستا انتظار همکاري و عملکرد بهتر صداوسيما، دستگاه‌هاي فرهنگي و آموزشي مي‌رود.
 

سهيلا معروفي روانشناس نيز با انتقاد از رواج سبک جديد زندگي مشترک در جامعه مي گويد: «چنين افرادي برداشت درستي از خانواده و کارکردهاي آن ندارند، خيلي دير به بلوغ فکري لازم براي تعهد و مسئوليت پذيري ازدواج مي رسند و از آن مي گريزند زيرا يک الگوي موفق در مورد ازدواج و خانواده تجربه نکرده اند.»

وي مي افزايد: تحقيقات نشان داده است زنان در چنين رابطه هايي بيش از انواع ديگر ازدواج دچار خشونت خانگي مي شوند و چنين روابطي زودتر از ازدواج هاي رسمي و شرعي از هم مي پاشد.

اين روانشناس معتقد است کساني که چنين سبکي از زندگي هم خانگي فاقد پيوند را انتخاب مي کنند کارکردهاي خانواده را باور ندارند زيرا نزد نزديکان خود آن را تجربه نکرده اند.

 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادواره
سلام ایرانی



 
سامانه ارتباط با ما
اوقات شرعی
پیوند ها
موسسه پژوهشي تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)

دفتر مقام معظم رهبري

دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنه اي

پايگاه اطلاع رساني دولت

مجلس شوراي اسلامي

وزارت خانه ها

جستجو گر يوز

استعلام تخلفات رانندگي

سامانه اعلام نياز يارانه دريافتي

سامانه گردشگري شهرستان کيار

تقويم ئو مناسبت ها

اخبار انتخابات خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي

پارسي جو -موتور جستجوي ايراني

اعتراض به حذف يارانه

پيام رسان سلام