پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار
پر بحث ترین ها
همراهان بیدار
امروز
-1
دیروز
-1
کل
-1
 
اخبار برگزیده
کد مطلب: 168987
جلالي: تيم ملي بدون کي‌روش افت مي‌کند/ طرح جادوگري براي جذب مخاطب است
تاریخ انتشار : 1396/10/27 09:37:26
نمایش : 110
سرمربي تيم فوتبال پيکان بر اين باور است که مديران تلويزيون بايد به برنامه‌هايي که از اين رسانه پخش مي‌شود نظارت بيشتري داشته باشند تا مواردي همچون جادوگري اشاعه پيدا نکند.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي کياربيدار به نقل از  ايسنا، تيم فوتبال پيکان در آغاز ليگ هفدهم فوتبال ايران چند هفته‌اي نتوانست نتايج خوبي بگيرد به طوري که با گذشت ۴ هفته فقط دو امتياز اندوخت. شاگردان مجيد جلالي اما با گذشت زمان شرايط خود را بهتر کردند. پيروزي برابر پرسپوليس نقطه عطف پيکاني‌ها در نيم فصل نخست بود به طوري که آن‌ها در نهايت در ۶ بازي پس از آن، به برتري رسيدند و جايگاه خود در جمع بالانشيان را تقريبا تثبيت کرده بودند.

مجيد جلالي سرمربي تيم فوتبال پيکان در گفت‌وگويي که با خبرنگاران ايسنا انجام داد، به بررسي شرايط تيمش و البته حواشي که پيرامون جادوگري براي او به وجود آمد به صحبت پرداخت. سرمربي پيکان با انتقاد از يک برنامه تلويزيوني مي‌گويد مديران سازمان صداوسيما بايد به برنامه‌هايي که از تلويزيون پخش مي‌شود نظارت بيشتري داشته باشند.  البته جلالي در اين گفت‌وگو گريزي هم به وضعيت تيم ملي فوتبال ايران و شخص کارلوس کي‌روش زد و گفت: بهتر است مسئولان فدراسيون فوتبال از حالا قرارداد سرمربي تيم ملي را تمديد کنند.

در ادامه گفت‌وگوي ايسنا را با مجيد جلالي مي‌خوانيد.

* ابتدا درباره شرايط تيم‌تان صحبت کنيد. در حالي که تيم‌تان ۷ هفته متوالي به پيروزي رسيد اما اکنون ۸ هفته‌اي مي‌شود که رنگ پيروزي را نديده‌ايد. شرايط را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

وقتي من بيلان کاري تيم را مي‌گيرم در مجموع زماني که کار کرده‌ايم شرايط خوبي داشته‌ايم. ما سال قبل کارمان را با پيکان آغاز کرده‌ايم و به لحاظ پيشينه‌اي که پيکان داشت و به خاطر اينکه اين تيم همه ساله مثل يک تيم آسانسوري به ليگ برتر مي‌آمد و دوباره سقوط مي‌کرد، شرايط حساس بود. بنابراين هدف اول ما اين بود که تيم ثبات بگيرد و در ادامه هدف بعدي‌مان اين بود که شرايطي را مهيا کنيم که جزو تيم‌هاي بالاي جدول باشيم. سال اول تيم ما به رتبه ششم دست پيدا کرد و در پايان فصل قبل ۳۹ گل به ثمر رساند. اما در فصل جديد چند بازيکن ما که شايد محور بخش حمله ما بودند از تيم ما جدا شدند. همين موضوع کار را براي ما سخت کرد چرا که نتوانستيم جاي آن‌ها را پر کنيم اما سعي کرديم کار را با بخش‌هاي ديگر جبران کنيم. اگر سال قبل را با امسال و در همين مقطع يعني هفته نوزدهم مقايسه کنيد مي‌بينيد ما ۷ گل کمتر دريافت کرده‌ايم. يعني ما سعي کرده‌ايم در اين بخش فعاليت بيشتري داشته باشيم. هرچقدر هم که تلاش کرديم نتوانستيم ياران مناسبي براي خط حمله جذب کنيم و مشکلات تيم‌مان را در اين بخش برطرف کنيم. بازيکنان ما در بخش حمله به تيم ما کمک مي‌کنند جوان و آينده‌دار هستند. البته از چيزي که الان به دست آورده‌ايم کاملا رضايت داريم و سعي کرده‌ايم در تمرين‌ها طوري برنامه‌ريزي کنيم که روز به روز بهتر باشيم. فکر مي‌کنم در ادامه بازي‌ها مي‌توانيم جايگاه بهتري در جدول داشته باشيم.

* شما ۷ بازي پياپي پيروز ميدان بوديد. فکر مي‌کنيد پيروزي در اين بازي‌ها بر اثر يک اتفاق صورت گرفت يا برنامه‌اي پشت آن قرار داشت؟

اگر يادتان باشد در ۴ هفته اول که ليگ را شروع کرديم علي‌رغم اينکه بازي‌هاي خوبي انجام داديم فقط ۲ امتياز داشتيم يعني از نظر امتياز شرايط خوبي نداشتيم و در آخر جدول بوديم. بعد از آن در هفته پنجم به پيروزي رسيديم و دوباره در بازي بعد با شکست مواجه شديم. بعد از بازي که در رشت انجام داديم، همان موقع گفتم اگر کسي بخواهد تيم ما را با اين ۴ بازي قضاوت کند، بهتر است برود بازي‌هاي ما را ببيند و بعد نظر بدهد چرا که اگر بخواهد فقط از نظر امتيازي به تيم ما در آن مقطع نگاه کند، مي‌بيند ما از ۴ بازي فقط ۲ امتياز کسب کرده‌ايم و اين يعني اصلا خوب نبوديم و اين در حالي است که ما بازي‌هاي خوبي انجام داده بوديم. حتي در شهرهايي مثل جم و تهران نيز بازي‌هاي خوبي به نمايش گذاشتيم اما نمي‌توانستيم گل بزنيم اما بعد از پيروزي برابر پرسپوليس سعي کرديم استراتژي تيم‌مان را براي بازي ۹۰ دقيقه‌اي تغيير بدهيم که همين مساله به ما کمک کرد و در ادامه ليگ طوري برنامه‌ريزي کرديم که دفاع تيم‌ ما مستحکم‌تر باشد. اگر هم بازي‌هاي ما را ديده باشيد مي‌بينيد بيشتر بازي‌ها را با نتيجه يک بر صفر پيروز شديم و تيم‌مان هم در پايان آن ۷ بازي به جايگاه خوبي در جدول رسيد. واقعيت اين است که اگر شما نتيجه نگيريد، يک طور تحت فشار هستيد، اگر هم نتيجه بگيريد جور ديگري شما را تحت فشار قرار مي‌دهند. اگر اشتباه نکنم پس از ۷ پيروزي پياپي حتي تا رتبه دوم و يا چند ساعت هم تيم اول جدول بوديم. البته اين در حالي بود که تيم‌هاي پاييني ما دو بازي کمتر از ما انجام داده بودند. در اين مقطع انتظارات از تيم ما بالا رفته بود و فشار هم بيشتر بود. پس از آن سعي کرديم طوري برنامه‌ريزي کنيم که اگر بتوانيم به شرايط خوب‌مان ادامه دهيم و يک مدعي بزرگ باشيم اما آن طوري که مي‌خواستيم نشد چرا که شايد روي ظرفيت‌هايمان نتوانستيم محاسبات خوبي داشته باشيم. از آن به بعد در يکي دو بازي واقعا خوب نبوديم و در آن‌ها شکست خورديم. الان هم به اين فکر مي‌کنيم که بتوانيم نقص‌هاي دفاعي‌مان را برطرف کنيم و نتايج بهتري در ليگ بگيريم. در دور برگشت چند عامل را مي‌بينم که بسيار مهم است. در نيم فصل ما همپاي رقباي ‌مان نتوانستيم يارگيري کنيم. به طور مثال فولاد خوزستان و يا ذوب آهن و يا پارس جنوبي بازيکنان خوبي جذب کردند که ما بنا به دلايلي نتوانستيم بازيکن بگيريم. البته من هرجا که بوده‌ام محور کارم فقط بازيکن نيست و سعي مي‌کنم از بازيکناني که دارم در پست‌هاي مختلف به خوبي استفاده کنم. يعني اگر بازيکني در اختيارم باشد او را در پستي مشخص مي‌گذارم تا در آن پست بازي کند. گاهي اوقات وضعيت طوري مي‌شود که من يکي دو بازيکنم را ندارم اما مي‌توانيم شرايط تيم‌مان را حفظ کنيم. محور کارمان روي وضعيت تيم بوده است.

البته يکي ديگر از نقاط منفي که باعث شده تيم‌ ما ضربه بخورد کيفيت بد زمين تمرين‌مان بوده است. چرا که وقتي تيم، زمين تمرين مناسب نداشته باشد، تمرين‌هاي خوبي هم نخواهد داشت. از اواخر آبان ماه زمين تمريني که در آن تمرين مي کنيم ديگر کيفيت مطلوبي نداشته است. حتي در اين زمينه جلسات زيادي برگزار کرديم اما به هر حال شرايط مطلوب نشد. زميني هم که در آن بازي مي‌کنيم فقط در هفته که بازي داريم يک جلسه مي‌توانيم در آنجا تمرين کنيم. چند جا هم براي اجاره زمين اقدام کرديم اما کيفيت زمين‌ها بهتر از زمين خودمان نبود. اين مساله خيلي به ما لطمه زد و باعث آسيب ديدگي برخي بازيکنان‌مان شد.

من هرجايي کار کردم محور کارم زمين مناسب بوده است. اگر زمين خوب نباشد، کار من خودش را خوب جلوه نمي‌دهد. يک تيم بازيکن شاخص دارد و با استفاده از اين بازيکنان شاخص نتيجه مي‌گيرد. يعني گاهي اين بازيکنان ففقط دور زمين بدوند مي‌توانند نتيجه بگيرند. وقتي شما بازيکن باکيفيت و خلاق داشته باشيد کارتان پيش مي‌رود اما وقتي از نظر مهره و بازيکن در سطح خوبي نباشيد بايد با طراحي تمرين‌ها تيم‌تان را به شرايط خوبي برسانيد.

جاي  تاسف دارد که بعضي از دوستان که در حوزه رسانه فعاليت مي‌کنند، به اين مسائل (جادوگري) دامن مي‌زنند

* يکي از نکات حاشيه‌اي تيم شما مباحث جادوگري بود. در مقطعي که تيم‌تان بردهاي پياپي مي‌آورد در برنامه‌ "۹۰" نکاتي مطرح شد و کدهايي گفته شد که خيلي‌ها متصور شدند که شخص شما با استفاده از مسائل جادوگري و رمالي نتيجه گرفته است اما پس از مطرح شدن اين مسائل تيم‌تان يک دفعه افت کرد و الان در ۸ بازي پياپي رنگ پيروزي را نديده‌ايد. آيا به راستي مطرح شدن آن حواشي به تيم‌تان لطمه زد؟

من واقعا ريشه‌هاي اين مساله را مي‌دانم که از کجا آب مي‌خورد و چرا مطرح شد. واقعا جاي تاسف دارد که بعضي از دوستان که در حوزه رسانه فعاليت مي‌کنند، به اين مسائل دامن مي‌زنند. از نظر من به من لطمه مي‌زنند اما مطمئن باشند اين لطمه فقط به من نيست چرا که به باورهاي جامعه هم لطمه مي‌زند. وقتي شما به جامعه اين باور را مي‌دهيد که هر کسي موفق است به دنبال رمال مي‌رود، يعني شما جامعه را به دنبال رمال مي‌فرستيد. شما به من لطمه مي‌زنيد اما يک باور وحشتناک به جامعه القا مي‌کنيد. شما رسانه‌ايد و ميليون‌ها بيننده داريد. اگر واقعا اين باور را به اجتماع بدهيد، با مشکلات زيادي مواجه مي‌شويم. ديگر چگونه مي‌خواهيم پيروزي‌هايمان را توجيه کنيم. اصلا چگونه مي‌توانيم فعاليت‌هايمان را توجيه کنيم؟ ما زحمات زيادي کشيديم. همه مربيان و کساني که حتي در اقتصاد و حوزه‌هاي فرهنگ و مسائل ديگر کار مي‌کنند، زحمات‌شان دود مي‌شود. به نظرم بخش مهم اين مساله به تقصيرات مسئولان تلويزيوني برمي‌گردد. من اين را مي‌دانم که مسئولان تلويزيون با بحران مخاطب مواجهند اما اينکه به خاطر بحران مخاطب بخواهيم از طريق برنامه‌هاي مبتذل، مخاطب جلب کنيم اين کار هنر نيست. يک روز حضرت امام خميني (ره) فرمودند تلويزيون مثل دانشگاه باشد. دانشگاه چه کاري مي‌کند؟ دانشگاه باورهاي جامعه را ارتقا مي‌دهد. فرهنگ جامعه را بهبود مي‌بخشد. حالا اگر همين تلويزيون باورها را به سمت ابتذال سوق دهد، چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ آدم‌ها را که نابود مي‌کند و چيزي از آن‌ها نگذاشتند. پس اين چه تلويزيوني است؟ من هم مي‌توانم بيايم و تصاويري تهيه کنم که چهار نفر در يک ميدان به هم چاقو بزنند. آنقدر هم بيننده جلب مي‌کند که همه اين تصاوير را ببينند. به چه قيمت مي‌خواهيم مخاطب جذب کنيم؟

مسئولان تلويزيون با بحران مخاطب مواجهند اما اينکه به خاطر بحران مخاطب بخواهيم از طريق برنامه‌هاي مبتذل، مخاطب جلب کنيم، هنر نيست

* يعني مطالبي که در برنامه ۹۰ درباره جادوگري عنوان شد کاملا کذب بود؟

فرض کنيم آن حرف‌ها درست باشد که اين طور نيست که البته من مي‌خواهم بعدا در موقعيت‌هاي مناسب در يک برنامه تلويزيوني که مثبت‌تر است، درباره اين مسائل صحبت کنم. من اصلا مي‌گويم همه اين مسائل باشند اما آيا ما بايد آن‌ها را اشاعه دهيم؟ در صورتي که همه ما مي‌دانيم چنين چيزي وجود ندارد. اگر باشد هم همه چيز زير سوال مي‌رود و سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. بايد بدانيم ما چه کار مي‌کنيم. مسئولان رده بالاي تلويزيون بايد بدانند چه کار مي‌کنند.

* شما آخرين بار کي به يک برنامه تلويزيوني دعوت شديد؟

من خيلي وقت است که به تلويزيون نمي‌روم.

* بعد از اين  نکات حاشيه‌اي اصلا دعوتي از شما انجام شد که به تلويزيون برويد؟

دعوتم کردند اما نرفتم. من درگير کارم هستم. وقتي با اين گونه حواشي مواجه مي‌شوم علاوه بر اينکه خودم درگير مي‌شوم بازيکنان هم تحت تاثير قرار مي‌گيرند. بازيکن من صبح تا شب در اينجا تمرين مي‌کند و زحمت مي‌کشد و روز بازي زماني که اشتباه مي‌کنم بارها و بارها به او تذکر مي‌دهم. بعد ناگهاني همه اين زحماتش را فراموش مي‌کنيم و حرف‌هاي چيپ و مبتذل زده مي‌شود. تيم و بازيکن من هم تحت تاثير قرار مي‌گيرد.

* اصلا با مطرح شدن اين گونه مسائل بازيکن نيمکت نشين هم با خود مي‌گويد حتما من به خاطر چه چيزي نيمکت نشين شدم؟

بله بايد به بازيکن جواب بدهيم که مي‌پرسد زحمت‌هاي من کجا رفته است؟ اگر اين مساله را اشاعه بدهيم در حوزه جنگ و کشورداري که ديگر کسي دنبال تلاش و فعاليت نمي‌رود و کسي دنبال علم نخواهد بود. اصلا من آدم بد باشم. اين‌ها چه بلايي سر جامعه مي‌آورند؟ چند سال قبل هم زماني که در سايپا بودم وقتي چند برد پياپي مي‌آوردم از اين گونه حرف‌ها مي‌زدند. سال قبل هم چند برد به دست آورديم و باز هم از اين گونه حرف‌ها زدند.

* متاسفانه برخي مباحث و حرف‌ها در فوتبال ايران سال به سال به جاي اينکه کمتر شود بيشتر مي‌شود. به طور مثال در پايان بازي ميان دو تيم ليگ برتري هر دو سرمربي اعتقاد داشتند تيم حريف از جادوگري استفاده کرده است.

دقيقا همين است. يک برنامه تلويزيوني که روي جامعه تاثيرگذار است، به افکار عمومي خيلي راحت مي‌تواند خط بدهد. اين برنامه به جامعه القا کرده که اين گونه مسائل وجوددارد. پس من به عنوان مربي هم اگر ببازم مي‌گويم تيم حريف از اين گونه مسائل استفاده کرده است. من هميشه مي‌گويم افکار عمومي و جامعه ما يک پتانسيل است. به طور مثال وقتي باران مي‌بارد از نظر من اين باران يک پتانسيل است و اگر براي آن راه تعريف کنيد، آباداني مي‌شود و اگر کاري نکنيم به سيل تبديل شده و ويراني به بار مي‌آورد.

 

يک برنامه تلويزيوني که روي جامعه تاثيرگذار است، به افکار عمومي خيلي راحت مي‌تواند خط بدهد. اين برنامه به جامعه القا کرده‌ که اين گونه مسائل(جادوگري) وجود دارد* ميزان سواد عمومي ميان فوتباليست‌ها و جامعه فوتبال در اين زمينه چقدر نقش دارد؟

خيلي زياد. به موازات اينکه شما از علوم مختلف دور باشيد گرايشتان به اين حرف‌هاي هجو و بيهوده بيشتر مي‌شود. چرا مي‌گويند تلويزيون بايد دانشگاه باشد؟ شما بايد اگر هم مساله‌اي وجود دارد افکار عمومي را به سمتي سوق دهيد که اين گونه مسائل اشاعه نيابد. پس ما اين گونه دوره‌هاي مربيگري را مي‌گذرانيم و به کشورهاي مختلف مي‌رويم براي چه هدفي است؟ من بسيار جوان بودم که تيم را تمرين مي‌دادم. بعد از مطرح شدن اين صحبت‌ها من واقعا روزهاي سختي را گذراندم. براي کسي که کارش را درست انجام مي‌دهد و آبرودار است واقعا سخت است. علي پروين با من تماس گرفت و گفت ناراحت نباش. من به تو اطمينان دارم و مي‌دانم تو از ۴۰ سال قبل بازيکنان را تمرين مي‌دادي. کسي که ۴۰ سال زحمت کشيده چرا بايدبه اين سمت حرکت کند. من الان نمي‌خواهم از خودم دفاع کنم اما مي‌گويم ما با اين فوتبال چه کرديم؟ از اين فوتبال اصلا چه مانده است؟ يک داخلي ستيزي وحشتناک که به وجود آورده‌اند. در داخل ايران که نه مديري وجود دارد نه احترام مربي باقي مانده است. از ديد آن‌ها صرفا خارجي‌ها خوب هستند. به ما هم مي‌گويند خارجي‌ستيز هستي.

* برخي از رفتارها هم قاعدتا تاثير داشته است. به طور مثال وقتي مردم مي‌بينند يک مربي ايراني از وجود چنين مباحثي صحبت مي‌کند قاعدتا روي تفکرشان اثر مي‌گذارد اما ما اين گونه مسائل را در اظهارات مربيان خارجي نمي‌بينيم.

وقتي بحث را مي‌آورند روي اين گونه مسائل الان هم من مجبورم بنشينم و درباره آن صحبت کنم. ما اينجا نشسته‌ايم و بايد درباره فوتبال صحبت کنيم اما درباره حاشيه‌ها و اين گونه مسائل نبايد اظهار نظر داشته باشيم.

* به نظرتان بهتر نيست فدراسيون فوتبال به جاي اينکه اين مسائل در رسانه‌ها مطرح شود در خفا آن را پيگيري کرده و اگر واقعا تخلفي هم وجود دارد برخورد کند يا اينکه اگر کسي سند و مدرکي دارد، به طور رسمي در اختيار فدراسيون فوتبال قرار دهد؟

فدراسيون که بارها اعلام کرده که هر کس مدرکي دارد ارائه کند. واقعا برايم جالب است. حرف‌هايي مي‌زنند که آدم خنده‌اش مي‌گيرد. مثلا مي‌گويند با آفتابه ادرار کنار زمين ميِ‌ريزند. واقعا مطرح کردن اين گونه مسائل خنده‌دار است. چرا بايد اين گونه مسائل را از رسانه ملي کشور ما ببينيم؟ فيلمش را نشان مي‌دهند يک نفر ظرفي در دست دارد و مي‌خواهد ادرار کنار زمين بريزد و يک نفر هم مي‌آيد از اين کار دفاع مي‌کند.

* حتي مي‌گفتند يکي از مربيان پيراهن مشکي با دکمه‌هاي سفيد بر تن مي‌کند و در يک بازي مربي حريف هم دقيقا پيراهني شبيه به آن تن کرد تا جادوي مربي مقابل را باطل کند. اين مسائل را چطور مي‌بينيد؟

ديگر وقتي حرف‌هايي مطرح مي‌شود اين گونه مسائل هم درباره‌ آن‌ها صحبت مي‌شود. ديگر باورها به اين گونه مسائل ارتباط پيدا کرده است. وقتي من در دقيقه ۹۰ يک گل مي‌خورم مي‌گويم حتما جادويي در کار بوده است. نمي‌آيم بگويم که شايد تيم من يک اشتباه فني انجام داد و گل خورد. وقتي شما باورهاي جامعه را به اين سمت مي‌بريد ديگر همه مسائل به جادوگري ارتباط پيدا مي‌کند و کسي دنبال علم و دانش و تلاش نمي‌رود.

* در حالي اين مسائل مطرح مي‌شود که شاهد پيشرفت رسانه هستيم و سواد عمومي بيشتر شده است. به طوري که الان مردم عادي وقتي اين گونه مسائل را مي‌بينند و خبرش را مي‌خوانند مسخره مي‌کنند. حتي برخي مي‌گفتند شما با کاپشن ورزشي مربيگري مي‌کنيد چون به آن اعتقاد داريد.

به خدا مطرح کردن اين گونه مسائل فاجعه است. وقتي چنين مسائلي را به جامعه القا مي‌کنيم چه کار مي‌خواهيم بکنيم.

* مساله ديگري که وجود دارد اين است که در اروپا و کشورهاي صاحب فوتبال وقتي بازيکني به آکادمي يک باشگاه همچون بارسلونا مي‌رود، با کودک ۱۰-۱۲ ساله که کار را در آنجا آغاز مي‌کند علاوه بر اينکه آنجا فوتبال را مي‌آموزد مسائل فرهنگي و آداب معاشرت را نيز مي‌آموزد که در کنار فوتبالش مسائل فرهنگي را هم آموخته باشد. مثال اين مساله هم ليونل مسي است. در فوتبال ايران عملا آکادمي نداريم که اين گونه مسائل را آموزش نمي‌دهند. چقدر جاي اين مساله و آموزش فرهنگ را در فوتبال ايران خالي مي‌دانيد؟

دقيقا درست مي‌گوييد. وقتي مارادونا در سال ۱۹۸۶ بهترين بازيکن جهان شد خيلي از مردم دنيا مي‌گفتند آرژانتين را تازه الان با نام مارادونا شناختيم. بعد همين مارادونا معتاد شد و همان‌هايي که آرژانتين را با مارادونا شناخته بودند از آرژانتين متنفر شدند. سمينارهاي زيادي در آنجا برگزار کردند و گفتند مقصر اين مساله آکادمي‌ها هستند. از آن زمان آمدند در کنار طرح درس‌هاي فني، آداب فرهنگي را هم آموزش دادند. به طور مثال به بازيکن حتي آموزش دادند که در اروپا چگونه بايد غذا بخورد. آداب مصاحبه کردن را آموختند که چگونه بايد با رسانه‌ها رفتار کند. چون اين بازيکن وقتي ستاره مي‌شود معرف کشورش خواهد بود. در ايران آمدند و اقدامات آيين‌نامه‌اي در حوزه سخت‌افزار براي آکادمي‌ها در نظر گرفتند و آقاي عليزاده هم کارهاي قوي‌اي هم انجام داد. يعني گفتند ما به يک امکانات و تجهيزات و تاسيسات خاص مي‌گوييم آکادمي است. البته بايد روي اين زمينه بيشتر کار کنيم تا در حوزه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي هم کار کنيم. الان من هم بخواهم بروم آکادمي بزنم مي‌گويند چند توپ نياز است و حتي به طرح درس هم نياز نداريم. با وجود اينکه از نظر اخلاقي لطمه مي‌خوريم از نظر فوتبالي هم ضربه مي‌خوريم چرا که کودک را مي‌آوريم، وقتش را مي‌گيريم و گاهي اوقات هم مشاهده مي‌شود که به بازيکن ۱۹ ساله تمرين يک بازيکن ۱۲ ساله را مي‌دهند و گاهي هم برعکس اتفاق مي‌افتد.

* فکر مي‌کنيد مي‌توان اميدوار بود که يک روز وزارت ورزش بيايد با وزارت آموزش و پرورش قرارداد همکاري ببندد که به طور مثال آکادمي باشگاه استقلال به يک مدرسه تبديل شود؟ کودک بيايد و در آنجا فوتبال بازي کند و همان جا هم درس بخواند؟ شما خودتان نماد اين تلفيق هستيد که قبلا هم معلم بوده‌ايد.

يک روزي بايد اين اتفاق رخ بدهد. من حدود ۹ سال قبل طرحي را آماده کردم و نزد آقاي کفاشيان که در آن زمان در کميته ملي المپيک بودند بردم. عنوان طرح من توسعه فوتبال جوانان در ايران نام داشت. در آن زمان تازه هم از کلاس‌هاي حرفه‌اي بازگشته بودم و شوق انجام اين کار را داشتم. طرح خيلي کامل که خيلي از موارد را در بر مي‌گرفت را طراحي کرده بودم. آقاي کفاشيان در آن مقطع گفتند اين طرح بايد اجرايي شود و بعد که به فدراسيون فوتبال رفتند يک روز پيش‌شان رفتم و گفتم يادت هست اين طرح را که چند سال قبل درباره آن صحبت کرديم؟ گفتند حتما بايد انجام بدهي. يک روز با شما تماس مي‌گيرم که بيايي و اين طرح را اجرايي کني. اين در حالي است که اين طرح هيچ وقت اجرايي نشد. چرا؟ چون آقاي کفاشيان وقتي هر روز صبح به محل کارش مي‌آمد، چيزي حدود ۴۰۰ موضوع حاشيه‌اي روي ميزش بود. اصلا نمي‌رسيد که به يک طرح بلندمدت فکر کند. همه روساي فدراسيون‌ اين گونه‌اند. يک روز وزير کشور ما را به محل اين وزارتخانه دعوت کرد و در يک جمع ۲۰۰-۳۰۰ نفري کليپي به ما نشان دادند که به موضوع اعتياد در کشور مي‌پرداخت. به ما گفتند اين اوضاع کشور است که واقعا تکان دهنده بود. به ما گفتند که بياييد و ايده بدهيد که بايد چه کار بکنيم. همان موقع با خودم گفتم بهترين زمان است که طرحي که آماده کرده‌ام را ارائه بدهم. همان موقع کمي تغييرات در طرحم دادم و عنوان آن "فوتبال عليه اعتياد" شد. يعني از نظر سازماندهي هم به آن وسعت دادم. طرحي بود که در کل کشور حدود ۳۰۰ هزار کودک را تحت پوشش قرار مي‌داد و شايد ۶ هزار مربي را هم جذب کار مي‌کرد. اين طرح در دور افتاده‌ترين روستاهاي کشور هم عملياتي بود. اگر اشتباه نکنم حدود دو ماه تلاش کردم تا اين طرح را به دست وزير کشور برسانم اما نتوانستم. حتي در آن زمان آقاي تاج در سازمان ليگ بودند و من طرح "فوتبال عليه اعتياد" را نزد ايشان بردم و برايشان تشريح کردم. آقاي عليپور هم کنارشان بودند. خود آقاي تاج به من گفت اين نسخه فوتبال ايران است. من گفتم پس وقتي براي ما بگيريد تا پيش وزير برويم تا اين کار عملياتي شود. به همان دليلي که آقاي کفاشيان نتوانست آقاي تاج هم نتوانست کاري کند.

به لحاظ ساختار قانوني که در کشور وجود دارد به هيچ وجه کشور ما نمي‌تواند فوتبال را خصوصي کند* مي‌خواهيم  کمي هم درباره باشگاه‌ها و نابود شدن باشگاه‌هاي ريشه‌دار صحبت کنيم. سال‌هاست مي‌بينيم فوتبال ما به سمتي حرکتي مي‌کند که باشگاه‌هاي ريشه‌دار و سازنده بازيکن مثل راه‌آهن، پاس و... به سمت نابودي حرکت مي‌کنند و حتي کار به جايي مي‌رسد که نامي از آن‌ها به جا نمي‌ماند. دليل اين اتفاق را در چه چيزي مي‌دانيد؟

ما در اين زمينه بحث‌هاي زيادي کرديم و مفصلا درباره باشگاه‌ها و وضعيت فوتبال ايران صحبت شده است و حتي خيلي‌ها گفته‌اند فوتبال ايران بايد خصوصي شود. اگر ما بخواهيم خيلي واقع‌بينانه به مساله نگاه کنيم به لحاظ ساختار قانوني که در کشور وجود دارد به هيچ وجه کشور ما نمي‌تواند فوتبال را خصوصي کند. به هيچ وجه اين اتفاق رخ نمي‌دهد. سال‌هاي سال است که مي‌خواهند استقلال و پرسپوليس را خصوصي کنند اما نمي‌توانند چرا که جاهايي در قانون کشور ما وجود دارد که اجازه نمي‌دهد اين اتفاق رخ دهد. بحث خصوصي‌سازي در فوتبال ايران امري غير ممکن است و چون خصوصي‌سازي غير ممکن است باشگاه‌داري غير دولتي هم غير ممکن است. يعني باشگاه فقط تحت حمايت دولت مي‌تواند باشگاه باشد. اگر نباشد نمي‌تواند به حيات خود ادامه دهد. الان ببينيد باشگاه‌هاي قديمي کجا هستند؟ باشگاه‌هاي دارايي، وحدت و خيلي‌هاي ديگر کجا هستند؟ وحدت مگر کم بازيکن‌سازي کرد؟ الان کجاست؟ حالا چه تيم‌هايي آمده‌اند که وحدت، دارايي و شاهين کنار رفته‌اند؟ تيم‌هايي آمده‌اند که زاييده بدنه دولت بوده‌اند. بنابراين با صراحت تمام مي‌گويم و حتي مي‌توانم از حرفم با استدلال دفاع کنم. قانون اجازه نمي‌دهم فوتبال ايران خصوصي شود. به همين دليل هم هيچ وقت باشگاه در ايران شکل نمي‌گيرد. مگر اينکه باشگاه تابعي از دولت باشد. الان هم مي‌بينيد برخي باشگاه‌ها مستقيما وابسته به دولت هستند و برخي ديگر هم به خاطر مشکلات آيين‌نامه‌اي که در AFC هستند غير مستقيم تحت حمايت دولت هستند اما در بيرون ماجرا اعلام کرديم که اين باشگاه‌ها خصوصي است.

يک سرمايه‌دار که در فوتبال هزينه مي‌کند اين گونه فکر مي‌کند که نمي‌خواهد سرمايه‌اش صفر شود اما در چه صورتي اجازه مي‌دهد اين سرمايه صفر شود؟ در صورتي که يک رانتي از جايي بگيرد

* يعني با اين اوصاف شما فکر مي‌کنيد هواداران استقلال و پرسپوليس نبايد اميدوار باشند باشگاه‌شان يک روز به بخش خصوصي واگذار شود؟ به طوري که حتي يک بار آقاي فائقي عنوان کردند اين باشگاه‌ها قبل از انقلاب خصوصي بودند و بعد از انقلاب دولت آن‌ها را در اختيار گرفت. حالا چگونه مي‌توان اين باشگاه‌ها را به حالت قبل برگرداند؟ يعني حرف ما اين است که برگرديم به اصلش.

خيلي روشن است. آن کساني که تحت عنوان آدم‌هاي خصوصي آمدند و برخي باشگاه‌ها را در اختيار گرفتند در همين ۲۰ سال گذشته هر کدام با يک هدفي آمدند. برويد و رصد کنيد ببينيد چگونه آمدند و پايان کار چه شد. فرض کنيد زيرا در واقعيت اين گونه نبود. فرض مي‌کنيم که آن‌ها صرفا به خاطر فوتبال آمدند. فردي که سرمايه‌دار است و باشگاهي را در اختيار مي‌گيرد و ۱۰ ميليارد براي آن باشگاه هزينه مي‌کند او مي‌ خواهد پايان سال ۱۰ ميلياردش به ۱۰ ميليارد و ۵۰۰ ميليون تبديل شود. يک سرمايه‌دار که در فوتبال هزينه مي‌کند اين گونه فکر مي‌کند که نمي‌خواهد سرمايه‌اش صفر شود اما در چه صورتي اجازه مي‌دهد اين سرمايه صفر شود؟ در صورتي که يک رانتي از جايي بگيرد. در غير اين صورت که سرمايه‌دار نمي‌آيد ۱۰ ميليارد هزينه کند و آن پول در پايان صفر شود. اگر شخصي براي فوتبال بيايد بايد ۱۰ ميلياردي که سرمايه‌گذاري مي‌کند به ۱۰ ميليارد و ۵۰۰ ميليون تومان در پايان سال تبديل شود يا حداقل همان ۱۰ ميليارد باقي بماند. آيا فوتبال ايران چنين ظرفيتي دارد؟ معلوم است که ندارد. فوتبال ۵ راه درآمدزايي دارد. تمام اين ۵ راه را قانون به روي فوتبال بسته است. اولين راه که مهم‌ترين راه است، حق پخش تلويزيوني است. چه زماني ما مي‌توانيم انتظار داشته باشيم از حق پخش تلويزيوني درآمد داشته باشيم؟ زماني که قانون اجازه بدهد در کشور ما شبکه‌هاي خصوصي تلويزيون فعاليت کنند. يعني رقابت وجود داشته باشد. در آن زمان شما مي‌توانيد فوتبال را به عنوان يک کالا به راحتي بفروشيد. الان صداوسيما مي‌گويد من حق پخش را پرداخت نمي‌کنم. اگر هم نمي‌خواهيد بازي‌ها را پخش نمي‌کنيم. البته آخرش هم بازي‌ها را پخش مي‌کنند. پس وقتي شبکه‌هاي خصوصي تلويزيوني نداريم راه درآمدزايي بسته است. چندين بار هم فدراسيون فوتبال با رسانه ملي جلسه برگزار کرد و آن‌ها هم گفته‌اند مبلغي را پرداخت مي‌کنند اما باز هم پرداخت نکرده‌اند.

 

چه زماني ما مي‌توانيم انتظار داشته باشيم از حق پخش تلويزيوني درآمد داشته باشيم؟ زماني که قانون اجازه بدهد در کشور ما شبکه‌هاي خصوصي تلويزيون فعاليت کنند

* راه‌هاي بعدي درآمدزايي چيست؟

دومين راه بليت فروشي است. آيا يک باشگاه در کشور ما حق دارد بليت بازي خودش را خودش بفروشد و هر قيمتي که مي‌خواهد براي بليت در نظر بگيرد؟ يعني دخل و خرج بليت فروشي با خودش باشد؟ سومين راه تبليغات است. آيا در تبليغات ما مي‌توانيم با هر شرکتي که خواستيم قرارداد ببنديم؟ اصلا قانون به ما چنين اجازه‌اي نمي‌دهد. يک سري شرکت‌هاي داخلي وجود دارند و بعضي از شرکت‌هاي کره‌اي که آن‌ها هم در اصل هدف‌شان تبليغات نيست. کاري را در ايران انجام مي‌دهند و به عنوان پورسانت يک تبليغ هم مي‌دهند. ما براي تبليغات نمي‌توانيم با هر شرکتي که مي‌خواهيم در خارج از کشور حتي قرارداد ببنديم. اين راه‌ها را قانون بسته است. چهارمين بحث که منبع درآمد است کپي رايت است. پنجمين راه هم بحث ترانسفر بازيکن است. شما بازيکن را از ۱۰ سالگي مي‌سازيد و زحمت مي‌کشيد و اين بازيکن به ۱۸ و ۱۹ سال مي‌رسد و يک نفر مي‌آيد مي‌گويد ترک تحصيل کن و برو تا دوران سربازي‌ات را بگذراني. بايد واقع‌بين باشيم. تا زماني که اين قوانين اصلاح نشود. امکان باشگاه‌داري هم وجود ندارد. يعني حتي من هم بخواهم مربي‌گري را کنار بگذارم و به سمت باشگاه بروم نمي‌توانم اين کار را بکنم. شما مي‌خواهيد يک تيم به هيات فوتبال معرفي کنيد و ۱۰ جوان در تيم‌تان عضويت داشته باشند بايد ۱۰ ميليون تومان به هيات فوتبال پرداخت کنيد و بعد وارد مسابقه شويد. پس من به عنوان بخش خصوصي نمي‌توانم اين کار را بکنم مگر اينکه من بگويم براي فوتبال هزينه مي‌کنم و پولم هم سوخت بشود اما از کنارش رانت بگيرم.

* همين رانتي که شما به آن اشاره مي‌کنيد و يا بخش دولتي باعث شده‌اند در سال حدود ۵۰۰ ميليارد تومان در فوتبال ايران هزينه شود. خروجي اين پول و اين هزينه‌اي که انجام شده الان چيست؟

اين کاملا طبيعي است. وقتي باشگاه خصوصي نيست هزينه‌هاي زيادي مي‌شود. الان شما ببينيد افرادي همچون جعفر کاشاني مي‌توانند باشگاه‌داري کنند؟ دولت هزينه‌اي را پرداخت مي‌کند و مديران سال به سال بودجه مي‌گيرند و بر اساس آن هزينه مي‌کنند. وقتي دولت همه راه‌هاي درآمدزايي براي فوتبال را بسته است مي‌گويد خودش هزينه مي‌کند. وقتي دولت هزينه مي‌کند خودش هم مديران مد نظرش را بر سر کار مي‌گذارد و در نتيجه باعث مي‌شود مني که با فوتبال آشنا نيستم بيايم و مدير يک باشگاه شوم وقتي در کار حساب و کتاب وجود نداشته باشد آدم‌هاي سودجو هم زياد مي‌شوند. من يادم است در تيمي حضور داشتم. در ابتداي فصل مديرعامل با دو بازيکن براي حضور در تيم ما صحبت کرد. بازيکنان مبلغي را در خواست کردند که مورد موافقت مديرعامل قرار نگرفت. در ادامه يکي از معاونانش آمد و به مديرعامل گفت شما چه کار داريد که چه مبلغي مي‌خواهند. قراردادشان را امضا کنيد. بدهي اين باشگاه در زمان حضور شما ۸ ميليارد تومان بوده حالا شما اين مبلغ را به ۱۲ ميليارد تومان برسان. چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ مديرعامل هم آن دو بازيکن را فراخواند و قراردادشان را امضا کرد. اگر باشگاه خصوصي باشد يک ريال خرج فساد نمي‌شود.

اگر ما بخواهيم دوره‌ي حدود ۷ ساله کي‌روش را که در ايران مربي‌گري کرده بررسي کنيم مي‌توانيم بگويم به وضوح تغيير کرده‌ايم

* مي‌خواهيم در مورد تيم ملي فوتبال ايران هم صحبت کنيد. شما مدت‌هاست در مورد تيم ملي سکوت کرده‌ايد. اين در حالي است که الان تيم ملي فوتبال ايران با سرمربي‌گري کارلوس کي‌روش براي دومين بار پياپي به جام جهاني صعود کرده است. ارزيابي کلي‌تان از شرايط حال حاضر تيم ملي چيست؟

اگر ما بخواهيم دوره‌ي حدود ۷ ساله کي‌روش را که در ايران مربي‌گري کرده بررسي کنيم مي‌توانيم بگويم به وضوح تغيير کرده‌ايم. در اصل اين چيزي بود که من به دنبال آن بودم. از نظر ساختار بازي مدرن منظورم نيست اما در بخش‌هايي که نمي‌توانيم بگوييم مدرن نيست پيشرفت‌هاي زيادي داشته‌ايم. از آن بهتر ما طوري کار کرده‌ايم که مي‌توانيم الان بگوييم هر پست در تيم ملي براي خودش تعريف دارد که تعريف‌هاي کاملا مشخص دارند. يعني وقتي بازيکني با يک خصوصيات خاص در فلان پست قرار بگيرد مي‌تواند موفق باشد. اين کاري زمان‌بر است که از سوي کي‌روش انجام شده است. به خاطر همين الان وقتي در پستي بازيکني نتواند بازي کند، بلافاصله بازيکن جايگزين حاضر مي‌شود. الان مهم‌ترين عنصر تيم ملي ما بازيکنان کناري چپ و راست هستند. وقتي تعريف اين دو پست را مي‌بينيم متوجه مي‌شويم بازيکناني چون جهانبخش و وحيد اميري در اين پست‌ها بازيکنان بي‌بديلي هستند چرا که کاملا منطبق با شرايط آن پست‌ها هستند. يعني شرح وظايف بازيکنان مشخص است.

* از نظر قرعه‌کشي جام جهاني وضعيت تيم چطور است؟ فکر مي‌کنيد شانس صعود داريم؟

فکر مي‌کنم در گروه خوبي قرار گرفته‌ايم. شايد بعضي‌ها بگويند گروه سختي است اما قاعدتا در جام جهاني همه تيم‌ها سخت هستند. به اعتقاد من بيشترين شانسي که آورديم اين بود که با پرتغال هم‌گروه بشويم.

هم‌گروه شدن با پرتغال شانس بزرگي براي ما بوده است. من با اطمينان مي‌گويم ما به پرتغال نمي‌بازيم* يعني به خاطر آشنايي کي‌روش با تيم ملي پرتغال؟

البته همين طور است. شما فرض کنيد من ۷ سال سرمربي تيم ملي افغانستان باشم بعد از ۷ سال بخواهم با تيم ملي ايران بازي کنم. مطمئنا به ايران راحت نمي‌بازم. چون ۷ سال در آنجا کار کرده‌ام و فوتبال کشورم را به خوبي مي‌شناسم. بنابراين هم‌گروه شدن با پرتغال شانس بزرگي براي ما بوده است. من با اطمينان مي‌گويم ما به پرتغال نمي‌بازيم. يعني از نظر فني نسبت به اين موضوع اعتقاد دارم. ضمن اينکه مراکش هم از نيجريه ۲۰۱۴ قوي‌تر نيست. البته اسپانيا اين گونه نيست و بازي‌اش کاملا متفاوت است. ان‌شاءالله مقابل اين تيم هم بتوانيم بازي خوبي ارائه دهيم اما من فکر مي‌کنم از دو بازي مقابل اين دو تيم از پرتغال و مراکش مي‌توانيم امتياز بگيريم. حالا اگر بتوانيم بيشتر از موقعيت‌هايمان استفاده کنيم که خيلي بهتر است. من بازي تيم ملي ايران با روسيه را نگاه مي‌کردم. روسيه تيم ميزبان جام جهاني است و قطعا تيم قدرتمندي خواهد بود اما وقتي با دقت بازي ايران مقابل اين تيم را ديدم خيلي به ايران اميدوار شدم. اين تيم مي‌تواند مقابل هر تيمي بازي کند و گلي دريافت نکند. حال در برنامه‌ها و اينکه کي‌روش مي‌گويد يک روز يا دو روز بازيکنانم را مي‌خواهم بايد تعامل کرد. يک جا بحث بود و مي‌گفتند که آيا رفتارهاي کي‌روش طي اين سال‌ها، خوب بود يا بد بوده است؟ منظورم اين است که ما کاري به مسائل فني او نداريم. من با يک مسئول در اين باره بحث مي‌کردم. آن مسئول جوابي براي من نداشت. اگر آن کاري که کي‌روش انجام مي‌دهد را ما نمي‌توانيم انجام دهيم به خاطر اين است که ما در ايران بزرگ شده‌ايم. شايد توان آن نوع عملکرد را نداريم که مقابل همه بايستيم و اگر هم چنين کاري انجام دهيم فضاي پيشرفت به ما نمي‌دهند.

* شما خودتان در صحبت‌هايتان به نداشتن زمين تمرين اشاره کرديد. جالب است تيم ملي فوتبال ايران هم زمين تمرين مناسب در اختيار ندارد.

البته کي‌روش با اين رفتارش توانست امکاناتي که مي‌خواهد را بگيرد. اين يک رفتار قدرتمندانه است و شايد خيلي از مسئولان اين رفتار را برنتابند. يعني اگر يک مربي ايراني چنين کاري انجام دهد زود او را برکنار مي‌کنند اما کي‌روش توانست و اين کار را انجام داد. اينکه چرا توانست اين کار را بکند هم به خاطر حمايت‌هاي مردمي و رسانه‌ها و البته کاريزماي خودش بود. الان شما به وضوح نشانه‌هاي آن رفتار را در برخي مربيان ايراني مي‌بينيد. يعني رفتار او به برخي مربيان ايراني سرايت مي‌کند. فکر مي‌کنم براي آينده بد نباشد.

مي‌توانيم بگوييم تيم ملي مي‌تواند از گروهش صعود کند اما "بايد صعود کنيم" نداريم. در فوتبال بايدي وجود ندارد

* قبول داريد حالا که با اسپانيا و پرتغال هم‌گروه شديم فشارها روي تيم ملي کمتر شده است؟ با وجود اينکه برخي مي‌گفتند تيم ملي اين دوره بايد از گروهش در جام جهاني صعود کند اما الان که مقابل تيم‌هاي قدرتمند بايد بازي کنيم انتظارات کمي کمتر شده است.

اينکه ما تيم را تحت فشار قرار دهيم کار خوبي نيست. مي‌توانيم بگوييم تيم ملي مي‌تواند از گروهش صعود کند اما "بايد صعود کنيم" نداريم. در فوتبال بايدي وجود ندارد. چند شب قبل رئال مادريد برابر ويارئال هرچه زد به در بسته خورد و در نهايت دقيقه ۹۰ گل خورد و شکست خورد. فوتبال به همين خاطر جذاب شده است. در واليبال اگر يک تيم از تيم مقابل قدرتمندتر باشد به راحتي مي‌تواند پيروز شود اما در فوتبال اين گونه نيست بنابراين ما به تيم‌مان بايد روحيه بدهيم و به بازيکنان‌مان بگوييم شما ظرفيت اين را داريد که از گروه صعود کنيد اما نبايد آن‌ها را زير فشار بگذاريم. شما پرتغال را ببينيد چگونه در اروپا به قهرماني رسيد. ما دليلي ندارد از پرتغال بترسيم. به هر حال آن‌ها تيم‌هاي بزرگي هستند اما من فکر مي‌کنم در کل ما جام جهاني خوبي خواهيم‌ داشت.

بازي با کره جنوبي را که در تهران انجام داديم و يک بر صفر پيروز شديم را ديدم. بعد از آن بازي آنقدر حس خوبي داشتم انگار شوق جديدي نسبت به فوتبال پيدا کرده بودم

* تيم ملي فوتبال ايران در مرحله مقدماتي جام جهاني در ۹ بازي گلي دريافت نکرد و با اقتدار به جام جهاني رسيد. اين در حالي است که چندين سال هم است که تيم ملي به هيچ تيم آسيايي نباخته است. اين اتفاقات و اين نتايج به شما به عنوان يک مربي ايراني احساس غرور مي‌دهد؟

بازي با کره جنوبي را که در تهران انجام داديم و يک بر صفر پيروز شديم را ديدم. بعد از آن بازي آنقدر حس خوبي داشتم انگار شوق جديدي نسبت به فوتبال پيدا کرده بودم. آنقدر از بازي تيم ملي لذت بردم. کره‌اي‌ها با آن مهره‌هايي که داشتند کوچکترين موقعيتي نتوانستند روي دروازه ايران خلق کنند و  از هر راهي مي‌آمدند به در بسته مي‌خوردند. اين‌ها پيشرفت‌هايي هستند که ما به دست آورديم. شايد در مالکيت توپ پيشرفت نکرده باشيم اما بايد ببينيم چه کشوري هستيم و چه داشته‌هايي داريم اما واقعا نتايج تيم غرورانگيز بود.

* شما به عنوان يکي از مربيان فوتبال ايران فکر مي‌کنيد قرارداد  کارلوس کي‌روش بايد تمديد شود و او در فوتبال ايران بماند يا خير؟ چرا که برخي مي‌گويند ابتدا بايد تيم در جام جهاني حاضر شود و بعد  درباره عملکرد کي‌روش تصميم‌گيري کنيم.

به اعتقاد من همين الان بهترين زمان است که فدراسيون فوتبال قرارداد  آقاي کي‌روش را تمديد کند. هر زماني آقاي کي‌روش از ايران برود، ما يک چالش و يک افت خواهيم داشت چون به هر حال يک مربي‌اي که ۸ سال در فوتبال يک کشور کار کرده و هرچه خواسته با سليقه خودش طراحي کرده است. مربي جديد شايد نتواند با آن صلاحيت کار کند. تيمي مثل منچستريونايتد وقتي فرگوسن جدا شد با بحران روبه‌رو شد حتي مربيان بزرگ آمدند و پول‌هاي زيادي گرفتند اما مشکل وجود داشت. اين گونه مسائل در فوتبال طبيعي است و مطمئن باشيد در فوتبال ما هم وجود خواهد داشت اما ما هر چقدر اين زمان را عقب بيندازيم و بتوانيم در کنار کاري که با کي‌روش انجام مي‌دهيم بيشتر پيشرفت کنيم بيشتر سودآور خواهد بود.

 

به اعتقاد من همين الان بهترين زمان است که فدراسيون فوتبال قرارداد کي‌روش را تمديد کند. هر زمان که کي‌روش از ايران برود، ما يک چالش و يک افت خواهيم داشت

*‌ نظر کلي‌تان درباره اينکه کي‌روش بازيکنان را پس از هر بازي ۲ روز در اختيار مي‌گيرند چيست؟

اگر شما بهترين تيم و بهترين بازيکن را هم داشته باشيد و ذهن بازيکنان‌تان آماده نباشد نمي‌توانيد از آن بازيکن بهره‌وري لازم را داشته باشيد. ذهن همه چيز است. ذهن کاريزماي شماست. بنابراين شما اگر مي‌خواهيد تيم ملي در جام جهاني باشد و با تيم‌هاي بزرگ دنيا بازي کند و از گروه هم صعود کند، قبل از اينکه بدن را بسازيد قبل از اينکه تاکتيک را بسازيد قبل از اينکه تکنيک را بسازيد بايد ذهن بازيکنان را بسازيد. اگر مي‌خواهيد ذهن بازيکنان را بسازيد مهم نيست چه زماني بازيکنان را در اختيار داشته باشيد. روز بعد از بازي است يا روزهاي ديگر است. شما بايد بازيکنان‌تان را در اختيار داشته باشيد. اگر کي‌روش بخواهد هفته‌اي دو روز بازيکنان را در اختيار داشته باشد قطعا براي اين دو روز برنامه خاصي دارد. او مي‌خواهد اين بازيکنان بيايند در کنارهم و آن روح و حس تيم ملي در آن‌ها باشد. کي‌روش در اين اردوها القائات جام جهاني را به بازيکنانش مي‌دهد.

* پس از ارزش اين را دارد که ليگ ما با چالش‌هايي مواجه شود اما تيم ملي از گروهش در جام جهاتني صعود کند؟

بله ارزشش را دارد. وقتي ليگ دچار وقفه مي‌شود اما مي‌بينيم تيم ملي با اقتدار به جام جهاني صعود مي‌کند مي‌بينيم ارزش دارد. اگر به جام جهاني نمي‌رفتيم قاعدتا ضرر مي‌کرديم. اما به طور مثال در اين مقوله ما يک چيزي را از دست مي‌دهيم اما يک داشته بزرگتر به دست مي‌آوريم. شايد برخي بگويند مجيد جلالي که اين گونه صحبت مي‌کند خودش بازيکن در تيم ملي ندارد. اما من مي‌گويم مساله من و تيمم نيست. مساله اين مطالب کلي است که درباره آن صحبت مي‌کنم.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
سامانه ارتباط با ما




شنبه 28بهمن ماه
یک شنبه 29 بهمن ماه
دوشنبه 30 بهمن ماه 
سه شنبه 1اسفند ماه(تعطیل)
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
چهارشنبه 2اسفند ماه
پنج شنبه 3اسفند ماه
جمعه  4اسفند ماه
سامانه ارتباط مردمی کیار بیدار
کانال پایگاه خبری تحلیلی کیار بیدار در
پیام رسان سلام

پایگاه خبری تحلیلی کیار بیدار در
اینستا گرام

 
سامانه اعلام برنامه 
کیار بیدار
اوقات شرعی
پیوند ها
موسسه پژوهشي تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)

دفتر مقام معظم رهبري

دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنه اي

پايگاه اطلاع رساني دولت

مجلس شوراي اسلامي

وزارت خانه ها

جستجو گر يوز

استعلام تخلفات رانندگي

سامانه اعلام نياز يارانه دريافتي

سامانه گردشگري شهرستان کيار

تقويم ئو مناسبت ها

اخبار انتخابات خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي

پارسي جو -موتور جستجوي ايراني

اعتراض به حذف يارانه

پيام رسان سلام