پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار
پر بحث ترین ها
همراهان بیدار
امروز
-1
دیروز
-1
کل
-1
 
اخبار برگزیده
کد مطلب: 169020
گرايش خانواده‌هاي ايراني به تک فرزندي و بي‌فرزندي؛ آري يا خير؟
تاریخ انتشار : 1396/10/30 10:22:39
نمایش : 312
مطالعات نشان مي‌دهد فاصله بين ازدواج و اولين فرزند در ايران به طور متوسط حدود ۳.۵ سال برآورد شده و فاصله بين اولين فرزند و دومين فرزند نيز حدود ۴.۵ سال؛ اما اين آمار نمي‌تواند نشان دهنده گرايش جامعه به پديده بي‌فرزندي يا تک فرزندي باشد.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي کياربيدار به نقل از ايسنا، :
يکي از شاخص‌هاي باروري علاوه بر ميزان باروري کل،  محاسبه احتمال فرزندآوري است که نشان مي‌دهد زنان در سن فرزندآوري، هر فرزندآوري خود را با چه احتمالي و با چه فاصله زماني از ازدواج يا فرزند قبلي دنيا آورده‌اند. محاسبه احتمال فرزندآوري براي هر کدام از رتبه‌هاي تولد مي‌تواند در تعيين سطح باروري گذشته، حال و آينده موثر باشد. محاسبه نسبت‌هاي فرزندآوري بر مبناي داده‌هاي شاخص‌هاي چندگانه سلامت و جمعيت در ايران نيز روند کند کاهش باروري در دهه گذشته را تاييد مي‌کند.

نتايج يک بررسي درباره احتمال توالي فرزندآوري زنان ايراني طي سال‌هاي ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۹ براي تولد فرزندان اول، دوم، سوم و چهارم، بيان مي‌کند احتمال دنيا آوردن فرزند اول بعد از ازدواج در سال ۱۳۶۹ بيش از ۹۵ درصد بوده و در سال ۱۳۸۸ اين احتمال به حدود ۹۳ درصد رسيده است؛ به اين معني که بيش از ۹۰ درصد زوجين ايراني بعد از ازدواج داراي فرزند اول مي‌شوند.  اين ميزان بين ۹۳ تا ۹۵ درصد در طول دو دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ در نوسان بوده است. احتمال به دنيا آوردن فرزند دوم در دهه ۱۳۷۰ بسيار بالا بوده و بيش از ۹۵ درصد زناني که يک فرزند داشتند، فرزند دوم خود را به دنيا آوردند. از اواخر دهه ۱۳۷۰، اين احتمال اندکي تقليل يافته و اين ميزان در سال‌هاي پاياني دهه ۱۳۸۰ به حدود ۸۰ درصد کاهش يافته است.

احتمال فرزندآوري براي داشتن فرزند سوم و چهارم به ترتيب به حدود ۵۰ و ۴۰ درصد در سال‌هاي پاياني دهه ۱۳۸۰، کاهش يافته است. نکته مهم اين است که احتمال داشتن فرزند اول و دوم در دهه ۱۳۸۰ به ترتيب بالاتر از ۹۰ و ۸۰ درصد بوده است، ضمن آنکه مي‌توان گفت روند فرزندآوري براي فرزندان سوم و چهارم در نيمه دوم دهه ۱۳۸۰ تقريبا ثابت بوده و کاهشي نداشته است. شاخص‌هاي فوق تاييدي براي کاهش اندک و حتي تثبيت سطح باروري در سال‌هاي قبل از سرشماري ۱۳۹۰ است.


گرايش به تک فرزندي يا بي‌فرزندي صحت دارد؟


يکي از تغييرات رفتارهاي باروري در سال‌هاي اخير، تاخير در فرزندآوري است. علاوه بر تاخير سن ازدواج، فاصله بين ازدواج و اولين فرزند، فاصله بين اولين فرزند و فرزند دوم و ... بيشتر شده است. به عنوان مثال، بر مبناي شاخص‌هاي چندگانه سلامت و جمعيت در ايران ۱۳۸۹،  فاصله بين ازدواج و اولين فرزند، به طور متوسط حدود ۳.۵ سال برآورد شده و فاصله بين اولين فرزند و دومين فرزند نيز حدود ۴.۵ سال بوده است. اين رفتارهاي باروري باعث شد که تعداد فرزندان به دنيا آمده زنان در سنين ۲۵-۲۹ ساله کاهش يابد و همين امر به گرايش جامعه به پديده بي‌فرزندي يا تک‌فرزندي تعبير شده است. علاوه بر آن، شيوع بي‌فرزندي و تک‌فرزندي در جامعه عموما بر اساس نتايج تحقيقات نمونه‌اي بوده است که قابليت تعميم ندارند يا اينکه بر مبناي تحليل مقطعي از داده‌هاي موجود بوده است که اين نتايج نيز با اشکال همراه است.

مهم‌تر از آن، بررسي نگرش زنان در مورد فرزندآوري در شرايط نامطلوب اقتصادي و ويژگي تورم بالا نمي‌تواند به عنوان رفتار واقعي و طولاني مدت افراد قلمداد شود. اين احتمال وجود دارد که در آينده با تغيير وضعيت اقتصادي، نگرش زوجين در مورد فرزندآوري و تعداد آنها تغيير کند. در گزارشي درباره موضوع بي‌فرزندي يا تک‌فرزندي بر مبناي شاخص‌هاي چندگانه سلامت و جمعيت در ايران ۱۳۸۹، مشخص شد يک سوم زنان از مجموع زنان، اصلا ازدواج نکرده‌اند يا بدون فرزند و تک فرزند هستند.  يک سوم زنان دو فرزند دارند و يک سوم زنان سه يا بيشتر از سه فرزند دارند. در مقايسه با ايران کشورهايي که باروري بسيار پاييني (برابر با باروري کل کمتر از ۱.۵ فرزند) دارند،  کمتر از ۱۰ درصد زنان سه يا بيشتر از سه فرزند دارند؛ در حالي که هنوز در ايران حدود يک سوم زنان سه فرزند يا بيشتر دارند.

الگوي توزيع زنان ايراني از نظر متوسط تعداد فرزند، بسيار شبيه کشورهايي از جمله استرالياست که توانستند باروري را در يک سطح متوسط و معقول حفظ کنند. نکته مهم براي سياست‌هاي جمعيتي در ايران اين است که هر چند باروري در سطح خيلي پايين يعني حدود ۱.۵ فرزند و کمتر نيست، اما بايد تلاش شود ترکيب تعداد فرزند در جامعه به صورت فعلي حفظ شود تا باروري از اين حد کاهش نيابد. در حال حاضر  حدود دو سوم زنان دو و سه فرزند يا بيشتر به دنيا مي‌آورند.


بي‌فرزندي امروز انتخابي است؟

بي‌فرزندي ممکن است نتيجه ناباروري و عدم توانايي زوجين براي فرزندآوري باشد. همچنين ممکن است به عنوان فرايندي از انتخاب افراد براي نداشتن فرزند و عمدتا در سطوحي از توسعه اقتصادي و اجتماعي رخ دهند. در اين حالت فرض مي‌شود که زنان قابليت باروري دارند، اما به سمت توليد مثل متمايل نمي‌شوند. در شرايطي کنوني بي‌فرزندي در ميان زنان ازدواج کرده بيشتر از طريق عوامل انتخابي، افزايش مي‌يابد. مخصوصا اگر درصد بي‌فرزندي به بيش از ۱۰ درصد زوجين برسد، احتمالا نتيجه بي‌فرزندي انتخابي و يا ناشي از قرار گرفتن در معرض تماس جنسي نامنظم است.

طبق بررسي الگوي فرزندآوري در زنان ۴۹-۱۵ ساله ازدواج کرده بدون فرزند که با تمرکز بر آمار سال‌هاي ۱۳۷۱-۱۳۹۰ انجام شده، مشخص شد در طول اين سال‌ها، در تمام گروه‌هاي سني ۳۹-۱۵ سال، نسبت زنان بدون فرزند افزايش داشته است. افزايش زنان بدون فرزند در گروه‌هاي سني ۲۰-۲۴ ساله و ۲۵-۲۹ ساله در سال‌هاي ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ قابل توجه و بيانگر تاخير در فرزندآوري است. هر چند اين افزايش مي‌تواند ناشي از تاخير داوطلبانه فرزندآوري باشد، ولي چنين تاخيري مي‌تواند در افزايش افراد بي‌فرزند يا کاهش بيشتر باروري در آينده موثر باشد. در گروه سني ۳۴-۳۰ و ۳۹-۳۵ ساله حدود ۱۰.۸ درصد و ۵.۵ درصد زنان در سال ۱۳۹۰ بدون فرزند هستند. بسياري از اين افراد زماني که بخواهند فرزندآوري را آغاز کنند، ممکن است ناباروري را تجربه کنند. به عبارتي بي‌فرزندي داوطلبانه و يا تاخير در فرزندآوري منجر به بي‌فرزندي ناخواسته شود.  

افزايش نسبت زنان بدون فرزند در گروه‌هاي سني ۳۹-۱۵ سال در سال‌هاي اخير

در گروه سني ۴۴-۴۰ ساله ميزان بي‌فرزندي از ۲.۲ درصد در استان يزد تا ۶.۲ درصد در استان سيستان و بلوچستان نوسان دارد. در اکثر جوامع، ناباروري اوليه دو تا سه درصد زنان ۵۰-۲۵ ساله را تحت تاثير قرار مي‌دهد و اين ميزان ناباروري، به عنوان هنجار جمعيت‌شناسي مطرح است. بنابراين ميزان بي‌فرزندي طول عمر در ايران در سطح ملي و همچنين بسياري از استانها به سطح طبيعي ناباروري يا هنجار جمعيت‌شناسي نزديک است. درصدهاي بالاتر بي‌فرزندي در استانهايي نظير سيستان و بلوچستان، بوشهر، هرمزگان به سطح توسعه‌يافتگي اين استان‌ها مرتبط است. در مناطق کمتر توسعه يافته، انواع بيماري‌هاي عفوني و مقاربتي، عوامل ژنتيکي، بدغذايي و ... در کاهش قابليت باروري و افزايش ميزان‌هاي بي‌فرزندي تاثير دارد. بنابراين در برنامه‌هاي توسعه‌اي و بهداشت باروري لزوم توجه به اين مسائل در استان‌هاي فوق اهميت دارد.

طبق اعلام سند تحولات و وضعيت جمعيت در جمهوري اسلامي ايران، در مجموع بر اساس درصدهاي بي‌فرزندي طول عمر و همچنين احتمال داشتن فرزند اول بعد از ازدواج،  پديده بي‌فرزندي در ايران آنچنان که در بسياري از کشورهاي پيشرفته و غربي مشاهده مي‌شود، کمتر عموميت دارد. براي مثال در کشورهاي اتريش، ايتاليا، فنلاند، هلند و انگلستان حدود ۲۰ درصد از زنان در سن ۴۴-۴۰ سالگي بدون فرزند هستند.

با اين حال افزايش نسبت زنان بدون فرزند در گروه‌هاي سني ۳۹-۱۵ سال در سال‌هاي اخير قابل تامل و مهم است. با توجه به بستر فرهنگي اجتماعي جامعه ايران که فرزندآوري اهميت زيادي دارد و درصد بسيار پاييني از زنان تمايل به بي‌فرزندي دارند،  افزايش بي‌فرزندي در گروه‌هاي سني جوانتر، بيشتر ناشي از تاخير در فرزندآوري بوده و ممکن است بسياري از زنان بدون فرزند، بخواهند در آينده فرزندآوري را تجربه کنند. موضوعي که اهميت دارد اين است که بيولوژي هميشه تابع قصد و نيت و کنترل انساني نيست و همه زوجيني که قصد تشکيل خانواده و باروري دارند، موفق نيستند. برخي از کساني که تصميم براي تاخير فرزندآوري يا بي‌فرزندي موقت دارند، در نهايت بي‌فرزندي دائم و يا فرزندي ناخواسته را تجربه مي‌کنند؛ بنابراين افزايش بي‌فرزندي در گروه‌هاي سني ۳۹-۳۰ ساله ممکن است در آينده افزايش يابد.  با توجه به اينکه با افزايش سن، توانايي باروري زن کاهش مي‌يابد و با افزايش بيشتر سن اين کاهش پرشتاب‌تر مي‌شود، پيشنهاد مي‌شود برنامه‌ريزان و مشاوران حوزه خانواده و متخصصين و پزشکان در مورد سن مناسب باروري، تاثير افزايش سن بر ناباروري و پيامدهاي باروري در سنين بالا، مشاوره‌هاي لازم را ارائه دهند تا افراد بتوانند با برنامه‌ريزي مناسب، فرصت فرزندآوري را براي خود فراهم کنند و از بي‌فرزندي دائمي پيشگيري کنند.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن