پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار
پر بحث ترین ها
همراهان بیدار
امروز
-1
دیروز
-1
کل
-1
 
اخبار برگزیده
کد مطلب: 169658
ارزش‌هاي فراموش‌شده معماري ايراني/ وقتي خانه‌ها از روح تهي مي‌شود
تاریخ انتشار : 1397/02/03 09:21:21
نمایش : 52
سوم ارديبهشت، روز بزرگداشت شيخ بهايي و روز معمار است؛ برخي معماران براين باورند که خانه‌هاي امروز ما، تنها به يک سرپناه تبديل شده و از معنا و مفهوم بي‌بهره‌اند.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي کياربيدار به نقل از خبرگزاري مهر- گروه فرهنگ: «ما ساکن ايرانيم نه اهل آن. در اين خانه زندگي مي‌کنيم، بدون آنکه دل‌بسته‌اش باشيم. تنها درپي ساختن سرپناهي هستيم؛ سرپناهي براي خود تا دمي‌از گزند باد و باران بياساييم؛ آري تنها براي لحظه‌اي. احساس صاحب خانه بودن، بي‌معني است؛ مسافراني هستيم که حتي ارزش فرهنگي و تاريخي دياري که به آن سفر کرده‌ايم را نمي‌دانيم، از اين روست که پاسش نمي‌داريم و بي‌تفاوت از کنارش مي‌گذريم.» 

اين‌ها ر ا نيما کيواني مي‌گويد، معمار جوان ايراني که تجربه‌هاي موفقي در زمينه حضور در جشنواره‌هاي جهاني معماري دارد. او حرف‌هايش در گفتگو با خبرنگار مهر را اين گونه ادامه مي‌دهد: چيزي که در معماري امروز به آن توجه نمي‌شود، «خانه انديشي» است. به اين معني که بسياري از معماران ما روي پروژه‌هاي مسکوني کار مي‌کنند و آنچه مي‌سازند از روح آرامش و آسايش تهي است در حالي که خانه، معنا و مفهوم خود را دارد و در درجه نخست،  بايد آرامشگر روح باشد. به عبارت ديگر، يک بخش از پرخاشگري، ناآرامي و اضطراب مردم ما به مشکلات اقتصادي و شرايط اجتماعي برمي‌گردد و بخشي از آن، تحت تاثير معماري ماست و خانه‌هايي که در آن زندگي مي‌کنيم.

روز بزرگداشت شيخ بهايي، شاعر، فيلسوف و رياضيدان قرن دهم هجري را روز معمار ناميده‌اند. خبرگزاري مهر به بهانه اين روز به گفتگو با چند تن از معماران در اين زمينه پرداخته و اين پرسش را با آنها در ميان گذاشته که معماري چه تاثيري بر روح و روان آدم‌ها مي‌گذارد و چرا امروز، خانه‌ها کمتر آرامش مي‌بخشند و بيشتر به يک سرپناه تبديل شده اند!؟

کپي‌برداري از معماري اروپا!

روزگاري معماري گيلان با اصفهان و يزد و خوزستان تفاوت داشت اما امروز همه خانه‌ها شبيه يکديگر است. انگار کمتر کسي، خود را متعلق به خانه و فضايي مي‌داند که در آن زندگي مي‌کند؛ به گفته  نيما کيواني، احساس تعلق، يکي از چيزهايي که به ما آرامش مي‌دهد و  امروز مردم ما نسبت به خانه‌هاي خود اين احساس را ندارند. يک روز، معماري گيلان متعلق به همان منطقه بود و زمين تا آسمان با معماري يزد تفاوت داشت اما امروز همه خانه‌ها شبيه به هم شده است. ما امروز، ساکن ايرانيم نه اهل آن. در اين خانه زندگي مي‌کنيم، بدون آنکه دل‌بسته‌اش باشيم. ما تنها درپي ساختن سرپناه هستيم؛ سرپناهي براي خود تا دمي‌از گزند باد و باران بياساييم؛ احساس صاحب خانه بودن، بي‌معني است؛ مسافراني هستيم که حتي ارزش فرهنگي و تاريخي دياري که به آن سفر کرده‌ايم را نمي‌دانيم، ما در اين کارگاه‌ها به دنبال تبيين مفهوم خانه هستيم؛ خانه اي که قرار است آرامش دهد و احساس تعلق ايجاد کند.

مدير پروژه «ارسي خانه» معماري امروز ما را کپي برداري از معماري مدرن اروپا مي‌داند و مي‌گويد:  بسياري از ضوابط که در معماري امروز ايران وجود دارد، از ساختارهاي معماري مدرن در اروپا کپي برداري شده و ما بافت و بستر شهرها را در نظر نگرفته و به اين مساله توجه نکرده ايم که معماري ايران، همواره کشف و شهود بوده و ما هميشه به خلوت گاه نياز داشته‌ايم. تا آنجا که حتي در بسياري از خانه‌هاي قديمي، اتاقي بدون روزن و پنجره وجود داشته اما در معماري امروز، چنين فضايي وجود ندارد و اين ناديده گرفتن روح ايراني است.

توجه به معماري بومي‌ضروري است

اين جمله را بارها و بارها، از افراد مختلف شنيده‌ايم که: «حال ما در خانه‌هاي قديمي‌خوب است يا اين خانه‌ها به ما احساس آرامش مي‌دهند»؛ اميد فراهاني، از جمله معماراني است که يک بخش از اين حس و حال خوب را به گذشته معماري ما نسبت مي‌دهد و مي‌گويد: نوستالژي، يکي از عواملي است که موجب مي‌شود همه ما خانه‌هاي قديمي‌را دوست داشته باشيم. انگار هنوز هم که هنوز است، بخش‌هايي از ما در اين خانه‌ها باقي مانده اما اين همه ماجرا نيست. خانه‌هاي قديمي، هويت دارند در حالي که خانه‌هاي امروز از معنا و مفهوم تهي شده اند.

به گفته اين معمار و طراح داخلي، يک زمان خانه‌ها، حياط مرکزي داشت و حوض کاشي آبي؛ صداي آب به اهل خانه آرامش مي‌داد و درختاني که دورتادور حياط کاشته شده بود، نشان دهنده پيونده انسان با طبيعت و احترام او به محيط زيست بود اما شرايط امروز متفاوت شده؛ ديگر کمتر کسي مي‌تواند در يک خانه- باغ زندگي کند و شرايط جديد، ملزومات خاص خود را دارد اما معماران مي‌توانند تدبيري بينديشند تا خانه‌ها فقط به يک سرپناه تبديل نشوند براي مثال مي‌توان از فضاهاي مشاع بهره برد و حياط مرکزي را به طبقات منتقل و  با استفاده از رنگ،  آپارتمان‌هاي کوچک را به فضايي دلنشين و آرام تبديل کرد.

فراهاني به «معماري بوم آورد» و ويژگي‌هاي آن اشاره و بيان مي‌کند: روزگاري براي ساختن يک خانه از مصالح بومي‌استفاده مي‌شد براي مثال در يزد از خاک رس و در گيلان از کاه و تنه درخت استفاده مي‌کردند اما امروز مواد و مصالح يکسان و مشابه در همه جاي ايران، حتي روستاهاي دورافتاده پخش مي‌شود. به همين خاطر است که همه خانه‌ها شبيه يکديگرند و کمتر خانه اي است که به يک منطقه خاص تعلق داشته باشد. گرچه امروز بعضي معماران و حتي کارفرمايان به اين نتيجه رسيده اند که بايد توجه بيشتري به معماري بوم آورد داشته باشند.

 الگوي معماران قديم  «بهشت» بوده است

«معماري، وجوه مختلفي دارد. يک بخش از آن عقلايي و سازه‌اي و وجه ديگري از آن فرهنگي و هويتي است که اگر اين بخش را حذف کنيم، آنچه باقي مي‌ماند نه يک خانه و محلي براي زندگي که يک سرپناه خاکي، فلزي يا بتني است که ما را از سرما و گرما در امان مي‌دارد و هيچ معنا و مفهوم ديگري ندارد اما هر اندازه توجه ما به بخش فرهنگي و انساني ساختمان‌ها بيشتر شود، معماري ما کامل تر و غني تر است.»

اين مطالب را علي فروزانفر مي‌گويد و معتقد است: ما به سمت يک معماري يکنواخت مي‌رويم چرا که به وجه‌هاي مختلف معماري و تفاوت‌هاي اقليمي‌توجه نمي‌کنيم و براي ساختمان سازي از مصالح يکسان بهره مي‌بريم. در حالي که يک روز خانه‌هاي يزد و ديگر شهرهاي کويري را طوري طراحي مي‌کردند که زمستان‌ها گرم و تابستان‌ها سرد باشد يا در گيلان به کج باران‌ها و رطوبت زمين توجه مي‌شد و معماري هماهنگ با طبيعت و ويژگي‌هاي بومي‌هر منطقه بود.

مدير مرکز معماري اسلامي‌ حوزه هنري براين است که معماري ما هميشه به طبيعت احترام گذاشته و به جرات مي‌توان گفت که معماري ايراني، نمادي از معماري پايدار در گذشته جهان است. معماري هيچ تمدني در دنيا اين اندازه همساز با اقليم و طبيعت نبوده است. اما معماري امروز ما ما بلاتکليف است و چاره اي جز توجه به عرفان، تعقل، طبيعت و ويژگي‌هاي بومي‌هر منطقه ندارد.

 فروزانفر به دوره بازگشت در معماري ايراني اشاره و بيان مي‌کند: يک زمان معماران ايراني در طراحي باغ‌ها و خانه‌ها، بهشت را الگوي خود قرار مي‌دادند؛ در صورتي که امروز معماران ما از فلان برج ساز غربي پيروي مي‌کنند و اين تفاوت در نگاه و طرز تفکر، موجب شکل گرفتن گونه اي از معماري شده که با فرهنگ و هويت فرهنگي ما همخواني ندارد و ما را به آرامش و آسايش نمي‌رساند؛ از اين روست که امروز، هم مردم و هم معماران به اين نتيجه رسيده اند که بايد به معماري پايدار که با اقليم و طبيعت هر منطقه هماهنگ بوده توجه کنند و چه خوب که روز بزرگداشت شيخ بهايي را روز معمار ناميده اند چراکه شيخ بهايي، پيش از آن که معماري بداند عارف و شاعر و فيلسوف بوده است.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن